منبع : نقش و فرش شماره 4
از کتاب " نگار گری ایرانی "
بازیل گری در کتاب باارزش خویش به نام نگاهی به نگارگری ایرانی که توسط هنر شناس فقید فیروز شیروانلو ترجمه شده است در باره رنگ های ایرانی می نویسد نگارگری ایرانی که توسط هنر شناس فقید فیروز شیروانلو ترجمه شده است درباره رنگ های ایرانی می نویسد نگارگری ایران در محدوده قلمرو خود و تا حدی درون خیز از شرایطی که در آن قرار داشت به چنان کمالی دست یافت که به ندرت می توان نمونه ای از مینیاتورهای ایرانی را فاقد توان افسونگری دانست .
این خصلت تا حدی از یک اثر میناگونه متعالی نشات می گیرد که از کاربرد رنگ های گوناگون توسط نگارگران میناتور به وجود می آمد . زیرا همانطور که عملا تمامی ماده های رنگین مورد استفاده در فرش های ایرانی گیاهی بودند و هیچگاه پشم یا ابریشم را از بین نمی بردند همان سان نیز عملا تمامی رنگ های مینیاتورها معدنی و بسیار ثابت قرار می گرفتند به ندرت رنگ می باختند .
این واقعیت به ویژه درباره رنگ های خالص که رنگ سفید از سفیداب (روی سفید) رنگ سیاه از دوده رنگ زرنیخی (زرد نخودی ) و قهوه ای از گل هرمز و مولتان تهیه می شود و بالاتر از همه آبی سنگ ارمنی( lapis-lazuli) مصداق می یابد .
در زمان صفویه با تسخیر مجارستان توسط ترکان آبی پرمایه تری به جهان شرق راه یافت و دستیابی تامین لاجورد (آزوریت ) میسر شد.
سبز همواره یک رنگ ممتنع به شمار می آمد : دو راه عمده فراهم آوردن یکی از آمیزه ی زرنیخ که یک آرسنیک فلزی است و وسمه (نیل ) indigo و دیگری از زنگار (زنگ مس ) است .
زنگ لعلی (سرخ ) از آمیختن سفیداب کاشمر با رنگ های شنگرف (سولفید جیوه ) درست می شد . به علاوه هم طلا و هم نقره به آزادی به کار می رفت یا به شکل ورقه طلا برای آسمان که غالبا به عنوان جانشین رنگ آبی در تمامی دورانها به کار گرفته شده و یا در صورت محلول برای کناره های نقاشی و پرداختن جزئیات آن نقره یی که در دوران های بعد فقط برای نمایش آب به کار می رفت به زودی اکسیده می شد.
لکن این تنها تغییر شمیایی شایان اهمیت است که مینیاتورها دستخوش آن شده اند
84/10/4 - کارپتور

